تبليغاتX
قلم نامه

قلم نامه
هوالحکیم...اللهم عجل لولیک الفرج و حفظ قائدنا...حسین (ع) آرمان است و کربلا آرمان شهر
قالب وبلاگ

السلام علی مولانا المظلوم علی بن محمد هادی النقی و لعن الله اعدائه بکفرهم وبه عملهم انشاالله

نقی نامی که فخر آسمان است...

تلفظ کردنش خط دهان است...

ز القاب امام هادی ماست...

امامی که عزیز شیعیان است...

امام ماه روی باوقاری...

که جد حضرت صاحب زمان است...

زلال چشمه های او پاک تر از...

همان نهری که در جنت روان است...

نقی چون مظهر پاکی ست نامش...

برای قرن آسوده گران است...

به نام مادر آیینه سوگند...

همان که صبح چشمش جاودان است...

نخواهد از نفس افتاد این عشق...

که از هادی به قلب عاشقان است...

به کوری دو چشم آن حقیری...

که از فرط حقارت بد دهان است...

به هر دیوار این دنیا نوشتیم...

نقی زیباترین نام جهان است...

به نقل از:http://sovar.persianblog.ir/

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 6:33 ] [ ابن الدلیل ] [ ]

هوالحکیم

در مفهوم مردم سالاری مطالعات گسترده ای انجام شده است اما در اینجا اگر بخواهیم با نگاهی از مبدا به دو مقوله ی دموکراسی و مردم سالاری دینی توجه کنیم باید چنین بگوییم که در قائل شدن به حکومت مردمی اولا نوع جهان بینی و ثانیا نوع رفتار تاریخی برای آغاز وصول و ادامه ی آن با در نظر گرفتن ماهیت ذاتی و هدفی آن چگونه است

اما پدیده ی دموکراسی محصول رنسانس وبه تعبیر دقیق تر بعد از انقلاب صنعتی است جامعه ای که خفقان قرون وسطا و حاکمیت کلیسا را کشیده و در مبانی و جهان بینی خود تغییرات اساسی انجام داده و نگاه خود را به زمین خاکی دوخته است و دربستر علم پوزیتیویستی و سکولاریستی جدید به تئوری پردازی در باب چگونگی نوع حکومت در کلیات و جزییات پرداخته است ومبانی متعددی تولید کرده است که نمونه ی بارز آن مدل حکومتی دموکراسی است که از ویژگی های آن می توان به ماهیت اومانیستی ، جهان بینی سکولاریستی ، عدم توجه به اخلاق و.... اشاره کرد که البته داعیه ی تحقق حکومت مردم بر مردم را دارد بیان این مسئله که دموکراسی چه ضعف ها و کاستی هایی  از لحاظ مبنایی و چه از حیث کارآمدی یا عدم کارآمدی دارد در این مجال نمی گنجد اما این جا یک سوال اساسی پیش می آید که چرا تمدن ها و ملت و نخبگان ها این قدر مقهور دموکراسی شده اند شاید چنین بتوان پاسخ داد که فراموشی سابقه ی تمدنی خود و غلفت و نشان دادن ضعف در مقابل زرق وبرق کلام آکادمیک و گاهی هم بروز استعمار فرهنگی و افول تمدن های خود ودرگیر شدن در مسائل جهانی از مهم ترین دلایل آن باشد

اما حال می پردازیم به مردم سالاری دینی پدیده ای که از حیث جهان بینی و عاقبت بینی کاملا به طور ذاتی و مبنایی در مقابل دموکراسی سکولار قرار می گیرد

حال یک سوال؟؟؟

اساسا بر اساس تفکر توحیدی و به طور عینی در نگاه اسلامی تعیین کننده و صاحب حکومت کیست؟

اقتضای عقلی و فطری در اینجا در مقام پاسخ ذات اقدس الهی است

 اما مسئله ی مقبولیت به چه صورت است اساسا پذیرش نصب مشروع الهی باید در نظر چه کسانی مقبول بیفتد؟در اینجا مردم را گزینه ی پاسخ قرار می دهیم

اما یک سوال جدی تر مطرح می شود چرا اصلا مردم باید مقبولیت داشته باشند مگر نه این است که خداوند صاحب نصب است و انبیا و ائمه را منصوب می کند پس مفهوم بیعت چه ضرورتی دارد؟

به این سوالات پاسخ های متعددی داده شده است مثل ضرورت همراهی جامعه با حاکمیت و... البته بیان این نکته خالی از لطف نیست که در نظام های دموکراتیک مبنای مشروعیت انسان و مردم هستند که گواه انقطاع از مبدا در این تفکر است

اما پاسخی که در اینجا ارائه می شود چنین است که:

اگر به مسئله ی حق و باطل و اختیار انسان  در هستی توجه داشته باشیم وقائل به ضرورت انتخاب راه صلاح باشیم . جایگاه تعقلی و ادراکی انسان در عالمی که حق و باطل وجود دارد ضرورت دارد با استدلال و آیات معرفتی به شناخت حق در صلاح حاکمیت برسد وبا آن پیمان ببندد و چون باطلی و جود دارد و اقتضای عقل بر قبول حق است وانسان مختار،پس دست به انتخاب می زند

در مسئله ی انتخاب حاکمیت هم بدین صورت است وبرای جلوگیری از تزلزل و سردر گمی به اقتضای نوع بشر و مردم بودن و حیات اجتماعی فرد انتخاب می کند و عدم انتخاب او معنی ندارد زیرا نقض اختیار است مسئله ی حکومت هم مانند بسیاری از مسائل بر اساس حکمت الهی باید انتخاب شود و البته باطل هم در این میانه جولان می دهد

جالب آن است که در عین مشروع بودن بازهم بحث اختیار مطرح است در اینجا ست که قوام ودوام جامعه معنی می یابد یعنی وحدتی در زیر یک لوای مشروع و مقبول  رخ می دهد در غیر این صورت هرج و مرج می شود با علم به اینکه انسان در جایگاه اختیار است

اما آغاز مدون مسئله ی مردم سالاری دینی در بستر انقلاب اسلامی بوده است اگر خیلی به طور اجمالی و خلاصه انقلاب های مردمی و البته اجتماعی-سیاسی  را به دو دسته ی  جهت دار و جهت دهنده در نوع حکومت و دسته ی دوم را خالی از این خصوصیت تقسیم کنیم نمونه ی اول آن را می توان انقلاب ایران و نمونه ی دوم می توان انقلاب های کوچک وبزرگ دو سده ی اخیر دانست که نکته ی جالب در مورد آن ها حرکت بی چون و چرا به سمت مدل های دموکراسی سکولار است زیرا که الگوی دیگری نه موجود بود ونه می شناختند البته از گسترش جهانی دموکراسی هم نباید گذشت که علل متعددی دارد

در ادامه موضوع بحث ما نوع اول از این تقسیم بندی و به ویژه مبدع مردم سالاری دینی یعنی انقلاب اسلامی است

انقلاب اسلامی ایران هم در قبل و حین وبعد استمراری خود از عنصر محتوا سازی برخوردار بوده است یعنی از آن جایی که داعیه ی ارائه ی مدل جدیدی داشت  به فراخور زمانی ایده ها ونظریات خود را بیان می کرد

انقلاب اسلامی ایران از رهبری واحد ،مشروع و مقبول برخوردار بود که صاحب ایده و محتوا ساز و جهت دهنده به انقلاب در اوج مقبولیت بود

که البته وقوع هر دوی این مطلب بر اساس مبانی دینی بوده است

ظاهرا این طور جلوه می کند که در این انقلاب نظام ساز با مبانی جدید در جهان که از لحاظ محتوا میان سطح نخبگانی و اجتماعی و مردمی یکسانی وجود دارد فقط کافی است که حکومت توسط نخبگان ترسیم و عملیاتی شود کاری که در نوع دوم انقلاب ها پس از به ثمر نشستن انقلاب و حذف حکومت قبلی صورت می گرفت اما ما باز هم در این انقلاب شاهد نوآوری های دیگری هستیم که اتصال قطعی میان مردم و حاکمیت و به گونه ای یکی شدن آن ها را می توان دید که از لحاظ معرفتی نوعی ولایت معنوی است که بحث آن در این مجال کوتاه نمی گنجد

بعد از 22 بهمن 57 و حتی قبل از آن بحث های متعددی در مورد نوع حکومت در محافل و گروه های مختلفی وجود داشت. اگر بخواهیم خیلی عام به اوضاع دنیا نگاه کنیم باید بگوییم حکومت از آن گروهی است که مقبولیت دارد مثلا مردمی که طرفدار امام خمینی (ره)هستند اما اینجاست که مردم سالاری معنا می شود و آن هم ابتکار رفراندوم تعیین حکومت است که در دنیا بی سابقه بود که تثبیت نوع حاکمیت است آن هم از سوی مردم که همان اختیار و حق انتخاب مردم را ثابت می کند

اما درسی بگیریم از 12 فروردین روز جمهوری اسلامی و به شبهه ای پاسخ دهیم:

سوال می کنند اگر جمهوری اسلامی راست می گوید چرا یک بار دیگر در این زمان رفراندوم برگزار نمی کند؟

اگر کمی خوب نگاه کنید در بحث حضور مردم در ایران و همراهی با حاکمیت هرسال به طور متوسط یک انتخابات برگزار شده است حتی اگر بخواهید بر اساس اصول دموکراسی بحث کنید در تمام آن مشارکت از نیمه بسیار بالا بوده است دیگر این که هر سال دو راهپیمایی به طور مدون در ایران برگزار می شود روز قدس و 22 بهمن در ضمن شما را به حماسه ی 9 دی هم ارجاع می دهیم

حال بفرمایید که در کجای دنیا این مقدار مصداق مشارکت وجود دارد؟؟؟

یادمان باشد درصد مشارکت انتخاباتی در آمریکا 40 درصد است

12 فرودین رو ز جمهوری اسلامی روز تحقق مستمر مردم سالاری دینی گرامی باد

 

[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 11:3 ] [ ابن الدلیل ] [ ]

هوالناصر

ما فردا می آییم

ما فردا همه با هم می آییم

ما فردا همگی برای لبیک به امام مان می آییم

ما فردا همگی چشم فتنه را کور خواهیم کرد

فردا خیلی خوب ما را نگاه کنید

ما فردا غوغا می کنیم

ما آن قدر می آییم تا او بیاید

 

[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 11:19 ] [ ابن الدلیل ] [ ]

هوالحی

السلام علیک یا مولای یا حسن ابن علی ایها ازکی العسکری یابن رسول الله

السلام علیک یا روح الله ایها عبد الصالح المطیع لله ولرسوله

دارم با خود فکر می کنم بیاییم ابن بار دیگه متوجه بشیم این بار دیگه یه کاری بکنیم

دیدار جوانان مسلمان باحضرت امام خامنه ای(حفظه الله) بسیار عظیم و با شکوه بود ....

واقعا اگر الان کاری نکنیم خیلی پشیمان می شویم

همین یک جمله مرا بس:

امروز جهان و بشریت در یک پیچ بزرگ تاریخی قرار گرفته اند

اما یک تعامل اینترنتی و چند سوال جدی:

اگر از شما بخواهند در ساحت تبیین نظری تعریفی از بیداری ارائه کنید

چه می گویید؟

چرا عمده تفکرات و مکاتب میل به گسترش در سطح جهانی دارند؟

نظر شما راجع به جنبش جهانی بیداری اسلامی چیست ؟

.............................................................................................

[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 7:48 ] [ ابن الدلیل ] [ ]

هوالشهید
السلام علی شیب الخضیب

سلام بر یاران اربعین

وسلام بر تمامی مجاهدان ازلی الی الابد همه ی آنانی که در طریق حق توحید را برگزیدند و عمری در مسیر عقلانیت مجاهد بودند و کفر را شناختند و چون راه بندگی راهی جز جهاد نیست خود را مستشهد در این راه دیدند و چه نیکو شناختی است این خود شناسی و ویل و واویلای تاریخ بر آنان که تاب شناخت نداشتند به آن معنا که ندیدند که اولا بصیر و دوما مبصر باشند . آخر وظیفه ی مبصر دادن بصر است این راه راهی از جنس بندگی است که در کره ی خاکی چون از تجرد خالص محروم است در ساحت نبرد حق وباطل نمود یافته است این راه ذبیح می طلبد و حسین(ع) متعین کننده ی جهاد حق وباطل است این راه مقدس در بند ابزار نیست و مقتضای خود رادر مقصود مکتب و عقیده وجهان بینی معرفی می سازد و چه عقیده ای بالاتر از توحید؟ و خدایا جهاد را برای ما در کمال بندگی مقدر گردان آمین یا رب العالمین و در جامع کلام در شناخت طریق حق مولایمان حسین(ع)فرمودند:


ان الحیات عقیده و جهاد

یادمان باشد حیات ما چیزی جز عقیده شناسی و جهاد در راه عقیده نیست.

گویند عدد چهل نماد اکمال در کمال است

ای مکملان کمال کلام در دعا برای تکمیل وجود پاره پاره ام از گناه دعایی کنید 

[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 8:6 ] [ ابن الدلیل ] [ ]
هوالشهید

امروز خیلی روز عجیبی بود

عجیب تر از اونی که حتی به فکر برسه

دیروز پیامکی برام رسید که نوشته بود "استقبال از دو شهید گمنام هفت صبح فرودگاه کرمان"

قرار بود ۷ صبح دانشگاه باشم تا به لطف خدا بتونم کار یه بنده خدایی رو راه بندازم

وقتی صبح داشتم آماده می شدم گفتم حالا دیر نمی شه اول می رم فرودگاه حضورم رو می زنم بعد می رم

خلاصه رفتم فرودگاه

هنوز هواپیما نیومده بود

در جوار تعدادی از دوستان جلوس کردم

 بدون هیچ تشریفاتی چند سرباز شهیدان را روی دست آوردند

خیلی ساده خیلی بی ریا

ولی فضا بازم به قسم ما بقی استقبال شهدا خیلی سنگین و معنوی بود

شهدا  در پاویون فرودگاه با ما نشستند... گریه کردیم.... گریه کردند

دست آخر ما رفتیم آن ها هم رفتند و بازهم ما را بیچاره نامیدند ورفتند

حرکت کردم به سمت دانشگاه در راه پیامکی در مورد زمان ومکان دومین سالگرد دانشمند شهید علی محمدی برایم رسید ..... صلواتی فرستادم

رفتم دانشگاه دیگه دیر شده بود اون بنده خدایی که باهاش کار داشتم وقرار بود کار راه انداری کنه رفته بود

اما عجیبه کار اون بنده خدایی که مشکل داشت درست شد

اما واما پیامک دیگری به دستم رسید

"خودرویی در مقابل دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی منفجر شد یک نفر کشته ویک نفر مجروح"

خیلی جا خوردم آخه بنده یه زمانی تو همون دانشکده درس می خوندم مرکز شلوغی برای کارای سیاسی بود

تو دانشگاه مهرداد سلمانی رو دیدم گفت جلو دانشکده تون یه ماشین منفجر شد

گفتم : آره

گفت: یعنی میشه یه روزی یکی از این ماشینا جلوی ما منفجر بشه

گفتم:الهی آمین

قصه ی شهادت عجیب قصه ایی هست فکر می کنم تواین وانفسای دنیا اونی که میتونه ضمانت سعات بکنه شهادته

ای حسرت جانو تنم تنها دلیل بودنم                             آه ای شهادت العجل

محمد حسین فرهادیان نوشته بود: در باغ شهادت باز،باز است

در مورد این عمل کثیف موساد باید همون کلام امام روح الله رو بگیم ...بکشید مارا... ملت ما بیدار تر می شود.....

احمق ها نمی دانند نمی فهمند عقیده ی ما را آرمان ما را

الان پیامک دیگری برایم رسید :

"یکی از مجروحان حادثه امروز به شهادت رسید"

خداوندا به زودی زودی زود پیامک مرا هم بفرست

آمین یا رب العالمین 

[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 13:14 ] [ ابن الدلیل ] [ ]

    هوالبصیر     

انسان بصیر کسی است که بشنود و بیندیشد،نگاه کندو ببیند و از عبرتها بهره گیرد./امام علی (ع) 

 

نهم دی 88، حادثه کوچکی نیست بلکه آن حرکت عظیم و ماندگار مردمی، شبیه حرکت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است و باید تلاش شود در سالگرد این حماسه، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حرکت در سایه دین و تحقق وعده های الهی تبیین شود.امام خامنه ای

بصیرت همان کلمه طیبه ای است که در بطن حقیقت شناسی جاری وهمیشگی است

بصیرت همان سنگ محکی است که تاریخ آن را می شناسد

بصیرت همان قوه ی عاقله ی تشخیص حق از باطل است

بصیرت آن نادیدنی هایی را به ما نشان می دهد که ممکن است عده ای نبینند

بصیرت تناقضات و نام هم خوانی ها را نشان می دهد

بصیرت متضمن حفظ ایمان است

بصیرت گردگیر فتنه بود که کهنه ی آخر را نهم دی بر آن کشید

عجیب ملتی داریم

حقیقتا کالجبل راسخ

سخن کوتاه همان که امام تان گفت می گویم

آفرین بر عزم راسخ و همت بلندتان

مبصران بصیر آفرین قاصر است از تقدیر

بیایید از امروز متعهد شویم در خطاب به آقایمان جز با لفظ امام هم کلام نشویم

لبیک یا امام خامنه ای

قدر تقدیرتان با حضرت قدیر

[ جمعه نهم دی 1390 ] [ 13:41 ] [ ابن الدلیل ] [ ]

هوالشهید

می دونید تو محرم امسال چه جمله ای بیشتر از همه روی من اثر گذاشت چی بود ؟ و یه جورایی لذت محرم رو برام به یادگار گذاشت

شب عاشورا یه جور دیگه بود.....همه چیزایی که قبل از این شنیده بودم و به من حال خوش داد یه طرف و این جملاتی که حاج عادل رضایی برادر عزیزم هم  در آخر روضه ی شب عاشورا گفت یه طرف 

می دونید چی گفت :::

گفت یا امام حسین بیا و امشب از ما بگذر .... بیا و امشب ما رو از خودت کن

*ای حسین بیا و امشب به دل من اثر کن*

عاشورا آموزه است نه موزه

لبیک یا حسین (ع)

 

[ یکشنبه بیستم آذر 1390 ] [ 23:17 ] [ ابن الدلیل ] [ ]

یاران شتاب کنید

قافله در راه است ، می گویند گنه کاران را نمی پذیرند آری گنه کاران را در این قافله راهی نیست

اما پشیمانان را می پذیرند

ای دل تو چه می کنی ؟

می مانی یا می روی؟

داد از آن اختیار که تو را از حسین(علیه السلام) جدا کند

سیدنا الشهید آوینی

اگر ابر دلتان چشمانتان را بارانی کرد شما را به حق امام حسین (ع) یادی هم از کویر وجود من کنید ..........اللهم عجل لولیک الفرج

[ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 6:56 ] [ ابن الدلیل ] [ ]

هوالحی

در بسیاری از متون علوم انسانی مشاهده می شود که به ارائه تقسیم بندی ای از معرفت پرداخته می شود بدیم صورت که معرفت بر چهار قسم است : 1-فلسفه 2-علم 3-ایدئولوژی 4-دین   اولین چیزی که بعد از دیدن این تقسیم بندی به ذهنتان می رسد چیست ؟

موضوع بحث این نوشتار در دو سطح به نقد وتحلیل این تقسیم بندی می پردازد 1-نشان دادن آفت ترجمه ی علوم وارداتی غربی و عدم انطباق حقیقی در معنا  2-ویژگی های  scienceوعلت شناسی این تقسیم بندی

سطح نخست :علوم انسانی امروز در دانشگاه های ما ارمغان غرب برای ماست علومی که ناگزیر به ترجمه ی آن ها بودیم  اما در میانه ی این ترجمه چه رخ داد؟

 در اصل این تقسیم بندی در بعد اصطلاحی واقعیت چنین است که: knowleg نه معرفت بر چهار قسم است اول philosophy  دوم science  سوم Idealogy  و چهارمReligion

ودر کلام واضح تر نه فلسفه،علم ،ایدئولوژی و دین

هر کدام از این واژگان لاتین بارمعنایی و اصطلاحی خاص به خود را دارند و به هیچ وجه با ترجمه های اخیر انطباق معنایی پیدا نمی کنند . در این جا ارائه ی توضیحی کوتاه در باب علم و نهscience تفاصل این ترجمه و به تبع آن تقسیم بندی را با حقیقت عیان می سازیم

علم را در لغت یقین وآگاهی معنی کرده اند و در معنای اصطلاحی اش به تقسیم بندی های خرد وکلان پرداخته اند که از معروف ترین آن ها می توان به علم حضوری و حصولی ، علوم عقلی و نقلی و.... اشاره کرد

هم چنین معرفت را جامع شناخت معنی کرده اند و آن را اعم از علم دانسته اند لازم به ذکر است که همه ی این اقسام بر پایه ی عقل جامع و ناب بوده اند که با توضیح معناو مبنای science به طور قیاسی این معنا نیز مشخص می شود
حال برای بر ملا ساختن نقض حقیقت در تقسیم بندی ای که ذکر شد باید به بیان سطح دوم تحلیل در این نوشتار بپردازیم .
ابتدا به علت شناسی مختصری در مورد این تقسیم بندی می پردازیم این علت شناسی ارتباط کاملا مستقیم وریشه ای با سابقه و ماهیت تفکری غرب از جنبه ی تحولات فکری آن دارد . تفکر غربی بر بنیاد ها و مکاتب فکری متعددی بنا شده که اصلی ترین آن ها شامل این موارد است : اومانیسم(انسان محوری به جای خدامحوری) سکولاریسم (این دنیایی- این دنیا گرایی)فرد گرایی ، عقل حسابگر یا عقل معاش،پوزیتیویسم (تجربه گرایی صرف) و....... که هریک جزیی از علوم غربی را پوشش داده و در بعضی هم همه ی آن را فرا گرفته است مانند سکولاریسم در مقام یک جهان بینی .این بحث بسیار ریشه ای و مبسوط است که در این بحث کوتاه نمی توان حق مطلب را ادا کرد
در اینجا به طور مشخص و البته خلاصه تعدادی از ویژگی های علم پوزیتیویستی را بیان می کنم:
تحول رنسانس و بروز مدرنیته در مغرب زمین علاوه بر ویژگی های اساسی که بدان اشاره شد دگرگونی ای در منابع شناخت و معرفت و وصول به حقیقت را پدید آورد از آن جایی که سلطه ی سیاه کلیسا هیچ گاه نتوانست حقیقت دین را به مردمان آن دوران و جغرافیا نشان دهد دایره حضور و بروز معارف وحیانی
  هر روز تنگ تر می شد که ابته مقابله با تفکر توحیدی از دیرباز مسبوق به سابقه بوده است پس تفکرات ماتریالیستی هر روز سایه ی گسترده تری بر افکار غربیا می افکند در این میان با تغییر دیگاه نسبت به عقلانیت و گرایش به تفکرات سکولاریستی و هدف قرار گرفتن دنیا در قالب تفکر اومانیستی محسوسات غیر محسوس مانند وحی از دایره ارزشمندی خارج شد و صرف عقلانیت ابزاری و روش تجربی به دیدگاه پوزیتیویستی در بعد کلانی رواج پیدا کرد از مولفه های اساسی پوزیتیویسم می توان به نسبیت اخلاقی ، شکاکیت ، تکیه بر عقل ابزاری جدای از عقل ناب و... اشاره کرد که مجموعه ی آن در انجام کار به اصطلاح علمی با همین ویژگی ها و صبغه ی تاریخی science تعریف شد واز آن جایی که چهار مورد این تقسیم بندی بر اساس این نوع جهان بینی و منابع وروش شناخت هیچ نسبتی با هم ندارند وبه بیان بهتر توان داشتن آن را ندارند  نمی توانند در کنار یک دیگر قرار می گیرند و knowleg ناچار به انفکاک است و اینجاست که در مقام قیاس معنا ی حقیقی مفاهیم این تقسیم بندی با معرفت و علم عیان می شود زیرا هر کدام از آن ها گوشه از واقعیت را بیان می کنند و گاهی هم به اقتضای ذات ماده گرایی اساسا توان دید حقیقت را ندارد و اما سخن علم در اینجا دیدن همه ی حقیقت با روش مخصوص به خود است و نه اینکه اگر ما صرفا تجربه گرا شدیم منکر و جود وحی بشویم و آن را احساسات شاعرانه و..... تلقی کنیم بلکه باید با نگاه به شاخص عقل ناب جامع حقیقت را ببینیم و گوشه ای  از عقل خود را تعطیل نکنیم که به تبع آن از دایره عقل به طور کلی خارج شویم زیرا عقل همه ی عقل است.
حال با نگاه تلفیقی نسبت به دو سطح ارائه شده در بحث به بیان نکات دیگری می پردازم که آفت ترجمه را نیزبه صورت عینی بیان می کنداما عمق فاجعه از آن جایی شروع می شود که استعمار علمی با رخنه به درون تمدنی عمیقا علمی
  مانند تمدن مسلمانان در تر جمه آنان در پی اصطلاح طلبی برای تر جمه چنان به اشتباه می اندازد که تا امروز گریبان گیر ما است که نمونه ی عینی آن طبق توضیحی که ارائه شد همان ترجمه ی علم به جای science  است که اساسا سنخیتی با هم ندارند و یا معنای دین را در مقابل مفهوم سکولار شده ی Religion در اینجا در دنباله بحث تکمیل معنای science باید اشاره کنیم که یک دلیل تاریخی این مقوله این می باشد که با بروز رنسانس ومیل به پیشرفت و کنار گذاشتن علوم انسانی که عمدتا در سلطه ی کلیسا بود و به کهگونه ای برای مردمان نفرت انگیز شده بود علوم فنی و مهندسی که ذاتا بر پایه ی علم تجربی هستند مقبولیت گسترده ای پیدا کردند زیرا تامین کننده سود و تولید بودند ضمن همراهی با تفکر غالب که پوزیتیویسم باشد یک جریان ارزش سازی را به وجود آوردند که به منجر به گرامی داشت علم تجربی شدکه راهی برای تامین سود سرمایه داران نیز بود . این ارزشمندی و تفکر غالب کار را به جایی کشانید آگوست کنت در صدد ایجاد علوم انسانی ای بر اساس روش تجربی شد وی معتقد بود که با روش های طبیعی می توان محیط زندگی بشر را شناخت و اندازه گیری کرد که شاهد مثال آن مفهوم فیزیک اجتماعی است که به او نسبت می دهند که این گاف بزرگ وی به نحوی نفی ذات معنوی و غیر مادی انسان است
علوم تجربی یکی از منابع شناخت هستند نه همه ی آن . بلی علوم تجربی را باید با روش های تجربی
  شناخت
برگردان نا به حق این مفاهیم امروز ما را در دانشگاهایمان گرفتار مشکلات عدیده ای کرده است اگر شما بر سر کلاس جامعه شناسی آیه از قرآن
  یا روایتی از امام معصوم بگویی به شما خواهند خندید و می گویند علمی بحث کن این ها دیگر چیست!!؟
لذا بر طبق همه ی بحثی که خدمتتان ارائه شد اساسا جامعه شناسی، روانشناسی،علوم سیاسی ، اقتصادو.... علم نیستند
اما این نکته را هم نباید فراموش کنیم که از اینها باید به قدر ضرورت بهره گرفت اساسا حال با توضیح این نکات باید بگوییم که هر گزاره ای را بایستی با سنگ محک عقل ناب نه صرفا عقل ابزاری و تجربی محک زد سپس در دایره ی علم یا غیر علم پذیرفت
باید اقرار کنم که در عصر حاضر بسیاری از فلاسفه ی علم و جامعه شناسان به ناقص بودن و نارسا بودن علوم صرفا تجربی واقف شده اند وبه گونه بیدار شده اند اما متاسفانه ما هنوز در تر جمه های صد سال پیش مانده ایم وذهن اساتید ما در قالب همان نظریه ها یخ زده است و حتی در ترجمه هم به روز نشدیم
امروز نوع حرکت ما بر طبق فرمایش امام خامنه ای (مدظله العالی) بایستی تحول خواهانه و تولید مدار باشد تا بتوانیم علمی دینی که حقیقی ترین علم هاست داشته باشیم .. انشاالله

[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 9:30 ] [ ابن الدلیل ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بر آن شدم مطالبی هر چند کوتاه وکم و ضعیف بنویسم تا از قافله ی مطالعه پژوهش و تفکر و نوشتن جا نمانم و با نظرات شما آن ها را ماندگار بخواهم(در ضمن اصراری بر ترتیب مطالب ندارم!!!)
امکانات وب
ایران رمان