|
قلم نامه هوالحکیم...اللهم عجل لولیک الفرج و حفظ قائدنا...حسین (ع) آرمان است و کربلا آرمان شهر
|
هوالشهید سلام بر یاران اربعین
یادمان باشد حیات ما چیزی جز عقیده شناسی و جهاد در راه عقیده نیست. گویند عدد چهل نماد اکمال در کمال است ای مکملان کمال کلام در دعا برای تکمیل وجود پاره پاره ام از گناه دعایی کنید [ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 8:6 ] [ ابن الدلیل ]
[ ]
هوالشهید
امروز خیلی روز عجیبی بود عجیب تر از اونی که حتی به فکر برسه دیروز پیامکی برام رسید که نوشته بود "استقبال از دو شهید گمنام هفت صبح فرودگاه کرمان" قرار بود ۷ صبح دانشگاه باشم تا به لطف خدا بتونم کار یه بنده خدایی رو راه بندازم وقتی صبح داشتم آماده می شدم گفتم حالا دیر نمی شه اول می رم فرودگاه حضورم رو می زنم بعد می رم خلاصه رفتم فرودگاه هنوز هواپیما نیومده بود در جوار تعدادی از دوستان جلوس کردم بدون هیچ تشریفاتی چند سرباز شهیدان را روی دست آوردند خیلی ساده خیلی بی ریا ولی فضا بازم به قسم ما بقی استقبال شهدا خیلی سنگین و معنوی بود شهدا در پاویون فرودگاه با ما نشستند... گریه کردیم.... گریه کردند دست آخر ما رفتیم آن ها هم رفتند و بازهم ما را بیچاره نامیدند ورفتند حرکت کردم به سمت دانشگاه در راه پیامکی در مورد زمان ومکان دومین سالگرد دانشمند شهید علی محمدی برایم رسید ..... صلواتی فرستادم رفتم دانشگاه دیگه دیر شده بود اون بنده خدایی که باهاش کار داشتم وقرار بود کار راه انداری کنه رفته بود اما عجیبه کار اون بنده خدایی که مشکل داشت درست شد اما واما پیامک دیگری به دستم رسید "خودرویی در مقابل دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی منفجر شد یک نفر کشته ویک نفر مجروح" خیلی جا خوردم آخه بنده یه زمانی تو همون دانشکده درس می خوندم مرکز شلوغی برای کارای سیاسی بود تو دانشگاه مهرداد سلمانی رو دیدم گفت جلو دانشکده تون یه ماشین منفجر شد گفتم : آره گفت: یعنی میشه یه روزی یکی از این ماشینا جلوی ما منفجر بشه گفتم:الهی آمین قصه ی شهادت عجیب قصه ایی هست فکر می کنم تواین وانفسای دنیا اونی که میتونه ضمانت سعات بکنه شهادته ای حسرت جانو تنم تنها دلیل بودنم آه ای شهادت العجل محمد حسین فرهادیان نوشته بود: در باغ شهادت باز،باز است در مورد این عمل کثیف موساد باید همون کلام امام روح الله رو بگیم ...بکشید مارا... ملت ما بیدار تر می شود..... احمق ها نمی دانند نمی فهمند عقیده ی ما را آرمان ما را الان پیامک دیگری برایم رسید : "یکی از مجروحان حادثه امروز به شهادت رسید" خداوندا به زودی زودی زود پیامک مرا هم بفرست آمین یا رب العالمین [ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 13:14 ] [ ابن الدلیل ]
[ ]
هوالبصیر انسان بصیر کسی است که بشنود و بیندیشد،نگاه کندو ببیند و از عبرتها بهره گیرد./امام علی (ع) نهم دی 88، حادثه کوچکی نیست بلکه آن حرکت عظیم و ماندگار مردمی، شبیه حرکت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است و باید تلاش شود در سالگرد این حماسه، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حرکت در سایه دین و تحقق وعده های الهی تبیین شود.امام خامنه ای بصیرت همان کلمه طیبه ای است که در بطن حقیقت شناسی جاری وهمیشگی است بصیرت همان سنگ محکی است که تاریخ آن را می شناسد بصیرت همان قوه ی عاقله ی تشخیص حق از باطل است بصیرت آن نادیدنی هایی را به ما نشان می دهد که ممکن است عده ای نبینند بصیرت تناقضات و نام هم خوانی ها را نشان می دهد بصیرت متضمن حفظ ایمان است بصیرت گردگیر فتنه بود که کهنه ی آخر را نهم دی بر آن کشید عجیب ملتی داریم حقیقتا کالجبل راسخ سخن کوتاه همان که امام تان گفت می گویم آفرین بر عزم راسخ و همت بلندتان مبصران بصیر آفرین قاصر است از تقدیر بیایید از امروز متعهد شویم در خطاب به آقایمان جز با لفظ امام هم کلام نشویم لبیک یا امام خامنه ای قدر تقدیرتان با حضرت قدیر [ جمعه نهم دی 1390 ] [ 13:41 ] [ ابن الدلیل ]
[ ]
هوالشهید می دونید تو محرم امسال چه جمله ای بیشتر از همه روی من اثر گذاشت چی بود ؟ و یه جورایی لذت محرم رو برام به یادگار گذاشت شب عاشورا یه جور دیگه بود.....همه چیزایی که قبل از این شنیده بودم و به من حال خوش داد یه طرف و این جملاتی که حاج عادل رضایی برادر عزیزم هم در آخر روضه ی شب عاشورا گفت یه طرف می دونید چی گفت ::: گفت یا امام حسین بیا و امشب از ما بگذر .... بیا و امشب ما رو از خودت کن *ای حسین بیا و امشب به دل من اثر کن* عاشورا آموزه است نه موزه لبیک یا حسین (ع)
[ یکشنبه بیستم آذر 1390 ] [ 23:17 ] [ ابن الدلیل ]
[ ]
یاران شتاب کنید قافله در راه است ، می گویند گنه کاران را نمی پذیرند آری گنه کاران را در این قافله راهی نیست اما پشیمانان را می پذیرند ای دل تو چه می کنی ؟ می مانی یا می روی؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین(علیه السلام) جدا کند سیدنا الشهید آوینی اگر ابر دلتان چشمانتان را بارانی کرد شما را به حق امام حسین (ع) یادی هم از کویر وجود من کنید ..........اللهم عجل لولیک الفرج [ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 6:56 ] [ ابن الدلیل ]
[ ]
هوالحی در بسیاری از متون علوم انسانی مشاهده می شود که به ارائه تقسیم بندی ای از معرفت پرداخته می شود بدیم صورت که معرفت بر چهار قسم است : 1-فلسفه 2-علم 3-ایدئولوژی 4-دین اولین چیزی که بعد از دیدن این تقسیم بندی به ذهنتان می رسد چیست ؟ موضوع بحث این نوشتار در دو سطح به نقد وتحلیل این تقسیم بندی می پردازد 1-نشان دادن آفت ترجمه ی علوم وارداتی غربی و عدم انطباق حقیقی در معنا 2-ویژگی های scienceوعلت شناسی این تقسیم بندی سطح نخست :علوم انسانی امروز در دانشگاه های ما ارمغان غرب برای ماست علومی که ناگزیر به ترجمه ی آن ها بودیم اما در میانه ی این ترجمه چه رخ داد؟ در اصل این تقسیم بندی در بعد اصطلاحی واقعیت چنین است که: knowleg نه معرفت بر چهار قسم است اول philosophy دوم science سوم Idealogy و چهارمReligion ودر کلام واضح تر نه فلسفه،علم ،ایدئولوژی و دین هر کدام از این واژگان لاتین بارمعنایی و اصطلاحی خاص به خود را دارند و به هیچ وجه با ترجمه های اخیر انطباق معنایی پیدا نمی کنند . در این جا ارائه ی توضیحی کوتاه در باب علم و نهscience تفاصل این ترجمه و به تبع آن تقسیم بندی را با حقیقت عیان می سازیم علم را در لغت یقین وآگاهی معنی کرده اند و در معنای اصطلاحی اش به تقسیم بندی های خرد وکلان پرداخته اند که از معروف ترین آن ها می توان به علم حضوری و حصولی ، علوم عقلی و نقلی و.... اشاره کرد هم چنین معرفت را جامع شناخت معنی کرده اند و آن را اعم از علم
دانسته اند لازم به ذکر است که همه ی این اقسام بر پایه ی عقل جامع و ناب بوده اند
که با توضیح معناو مبنای science به طور قیاسی این معنا نیز مشخص می شود
[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 9:30 ] [ ابن الدلیل ]
[ ]
هوالحی دارم لحظه شماری می کنم واقعا احساس عجیبی دارم قراره اگر خداوند بخواهد به دیدار یار بروم چیزی جز شرمندگی ندارم ..... به یاد ونیت مخلصانه ی همه ی اهالی بصیر و ولایت مدار عرصه ی سایبر به دیدار حضرت آقا نایب المهدی امامنا الخامنه ای می روم ........حلال بفرمایید انشاالله حامل قابلی بر سلام شما کریمان با ایمان باشم نوشتم تا شما هم همسفر دلدادگی ما باشید التماس دعا
[ سه شنبه دهم آبان 1390 ] [ 7:50 ] [ ابن الدلیل ]
[ ]
هوالحی ....................................................................................................................................
از جنبش "وال استریت را تسخیر کن" تا "جنبش جهانی بیداری اسلامی" درباب بیان تغییرات سیاسی و اجتماعی تعاریفی مانند انقلاب،اصلاحات،کودتا،شورش و... نام آشنا هستند در این میان مفهوم بیداری گرچه که در همه ی آنها مستقر است اما تازه و نو می باشد. بیداری چیست؟ شاید اولین پاسخی که به ذهن می رسد این است که انسانی که خواب نباشد برای انسانی که خواب است ممکن است چه اتفاقاتی رخ دهد؟ به او توهین شود، اموالش دزدیده شود یا حتی جان او گرفته شود. بی گمان همه با این نکته موافق هستید که اگر بیدار باشد از خود دفاع می کند. حال می توانید تصور کنید انسانی که ظاهراً بیدار باشد ولی در خواب به سر ببرد!!؟ اگر این دید خود را کمی وسیع تر کنیم چه می بینیم. به جای اینکه یک نفر را ببینیم یک ملت را می بینیم که ممکن است بیدار یا خواب باشد مانند همان انسانی که مثال زدیم. ولی بی تردید ملتی هم اگر بیدار شود از حق خود دفاع می کند مقوله بیداری را بایستی در ورطه ی فطرت جست و جو کرد. زیرا این مسئله انسان شمول است که همه ی انسان ها به شرط سلامت عقل مدافع حق خود و مقابله کننده با ظلم هستند و با وجود محرک لازم برمی خروشند و ظلم را بر نمی تابند که البته ضرورت بسیار فراوان دارد که در باب تالیف و استقرار نظریه ی بیداری و به طور مشخص بیداری اسلامی به عنوان یک مولفه ی تغییر اجتماعی وسیاسی کار فراوان شود. نظریه ای که ابتدا از سوی امام خمینی(ره) بیان شد که در بحث مفصل تری باید به آن پرداخت اما در مورد شناخت زوایا و ویژگی های بیداری می توان چنین گفت که دو دسته ویژگی در قبال بیداری تعریف می شوند. 1- ویژگی های عمومی 2- ویژگی های اختصاصی ویژگی های عمومی به آن دسته اطلاق می شود که مؤید عدالت خواهی- ظلم ستیزی- استکبار ستیزی- آزادی و استقلال باشد و ویژگی های اختصاصی موید و معین نوع جهان بینی و مکتب اعتقادی ملت برپا خواسته است. بیان این نکته ضرورت دارد که با تحقق ویژگی های اختصاصی قطعاً در بدو آن ویژگی های عمومی به طور زمینه ای محقق شده است. تحولات اخیر منطقه با نوع جهان بینی توحیدی و بر پایه ی مکتب و دین اسلام آغاز گشته و مستمر است. جهت بیداری عمومی ریشه در فطرت ، وجدان و عقلانیت به فراخور عام دارد که در مثال بیداری اسلامی با وجود مکتب عدالتخواه و استکبار ستیز اسلام کامل گشته و نماینده ی عینی اصل «بیداری اسلامی» است. اما در این مجال سر به سمت آن سوی کره ی خاکی چرخانیده و شاهد قضایای جنبش بیداری 99 درصد وال استریت و جنبش های ضد سرمایه داری خواهیم بود. سرمایه داری (capitalism) به چه معناست؟ و چه مؤلفه هایی دارد؟ سرمایه داری عبارت است از روحیه سودجویی و سرمایه گذاری مستمر سودها، با توسل به راه و روش عقلانی (عقل حسابگر) در یک نظام سرمایه داری هر فرد سرمایه دار، الزاماً باید از تمام امکانات موجود برای کسب حداکثر سود استفاده کند زیرا در غیر اینصورت محکوم به زوال و ور شکستگی است و به طور مشخص سرمایه داری تکیه بر کنش مبتنی بر سودجویی و تحقق سود با بهره گیری از فرصت های تجاری و به عبارت دیگر امکان پذیری فرصت های به ظاهر صلح آمیز بدانیم (جلودار، 1389). در بالا تعریفی آکادمیک از سرمایه داری ارائه شد اما آیا حقیقتاً سرمایه داری چنین است و اینکه در عین حال می توان ماهیت آن را با همین تعریف بازشناخت (اصالت سودجویی هر فرد براساس موقعیت به اصطلاح صلح آمیز!!!). آیا واقعاً در کشورهای اروپا و آمریکایی چنین می گذرد؟ آیا تمدن غرب بر پایه ی دموکراسی است؟ آیا در این دولت ها واقعاً مردم حکومت می کنند یا عده ای خاص سرمایه دار صاحب قدرت و پول؟ این ها همه سؤالاتی است که ضمن نشان دادن ماهیت نظام های سرمایه داری جرقه های بسیار مناسب برای تحقق بیداری در میان ملت های آنان است. ملت ها زمانی که ظلم و غصب حق خود و مال خد را ببینند هرچند که مستکبران تلاش می کنند که واقعیت مسکوت بماند بیدار می شوند و حق خود را مطالبه می کنند و نظام سرمایه داری که بزرگ ترین ناقض عدالت و حقوق ملت ها است امروز در نهاد حاکمیت کشورها جولان بی عدالتی می دهد. دموکراسی امروز در کشورهای اروپایی و آمریکایی خنده دار است آیا حق حکومت با مردم است؟ در آمریکا هر کس بخواهد برای انتخابات تأیید صلاحیت شود باید به سرمایه دار صهیونیست و فراماسون متصل باشد و اساساً صهیونیست و فراماسون باشد که این سخن مردم حاضر در خیابان وال استریت است. اما بپردازیم به جنبش «وال استریت را اشغال کن» یا جنبش 99 درصد. وال استریت مرکز بورس و تجارت ایالت متحده ی آمریکا خیابانی است در محله ی منهتن شهر نیویورک، چرا نامش 99 درصد است؟ مردم بیدار گشته ی آمریکا بر این اعتقاد هستند که صاحبان حکومت فقط 1درصد هستند و 99درصد فقیر و مال باخته هستند و این جنبش همه ی آن 99 درصد است که بیدار شده است و مؤلفه های استکبار ستیزی و عدالتخواهی را در ورطه ی بیداری سرلوحه ی کار خود قرار داده است. جنبش «وال استریت را اشغال کن» حرکتی از سوی مردم بیدار شده ی آمریکاست که به طور مشخص بورس آمریکا را به عنوان نماد سرمایه داری برای تسخیر هدف گرفته است چون بر این باور است که حقوق شان تضییع شده است آن هم از سوی صاحبان زور و ثروت. تا این لحظه که این نوشته را مطالعه می فرمایید بیش از0 8 کشور آمریکایی، اروپایی، آسیایی، استرالیایی و بیش از 1000 شهر بزرگ دنیا شاهد حضور بیداری ملت ها هستند. دلیل بحران اقتصادی ای که در ادامه به آن می پردازیم دولت یونان را در آستانه ی سقوط قرار داده است. اما علت شناسی این جریان چگونه است. ابتدا به دلیل اقتصادی این بحران پرداخته سپس شاهد مثال هایی از میان خود معترضان که به طور مستقیم با معیشت آنان ارتباط دارد می پردازیم. چند سالی است که در محافل سیاسی و اقتصادی و البته رسانه ها بحث مفصلی در رابطه با بحران اقتصادی به راه افتاده است. از آنجایی که نوع اعتراض حاضران در تجمعات ضد سرمایه داری ارتباط مستقیم با ساختار اقتصادی و به تبع سیاسی دولت ها دارد این علت شناسی بسیار راهگشاست هم ما را در تحلیل وضعیت فعلی و هم در باب آینده به دلیل اصل بودن اقتصاد در نظام های سیاسی یاری رسان است با بروز تغییر در ساختار اقتصادی این دولت ها اصل نهاد حاکمیت آنها در معرض تحول سیاسی قرار می گیرد. این علت شناسی جدای از نظر مردم در مورد بازشناسی خود نظام لیبرال سرمایه داری دو بعد دارد که در حد این مجال کوتاه بدان می پردازیم اول این نکته ی کلان و محوری است که بی شک نظام های اقتصادی و سیاسی ای که ریشه ی الحادی داشته باشد و از ساحت الهی به دور باشند قطعاً روزی به پایان خط رسیده و شکست می خورند که نمونه ی آن نظام کمونیستی شوروی است زیرا مبنای آن سرمایه و سودجویی است که همین مسئله به لحاظ داشتن بعد مادی صرف نابودی آن را تضمین می کند. دوم مسئله ی مرسوم به بحران اقتصادی نظام سرمایه داری است که در این نوشتار نماینده ی علت اقتصادی این بحران است. قصه از آن جایی آغاز می شود که سرمایه در نزد سرمایه داران انباشت ومنحصر می شود یعنی همان یک درصد و کار به جایی می رسد که کارگران،کارمندان و مردم دیگر قدرت خرید کافی ندارند یعنی همان 99درصد لذا طرحی برای کاهش نرخ بهره وارد دستور کار می شود بی تردید این طرح دولتی است و عده ای از اقتصاد دانان بر این باور هستند که این دخالت دولت در بازار باعث بروز نهایی بحران در سال 2008 است و نام گذاری این سال به سال بحران. اما این جا لازم است به یک نکته ی تاریخی و اقتصادی اشاره کنیم در دهه ی 30 میلادی بحران شدیدی در اقتصاد سرمایه داری وبه خصوص آمریکا مبتنی بر تئوری بازار به و جودآمد به گونه ای که نرخ بیکاری به 25 درصد رسیده بود و اقتصاد بسیاری از کشور ها فلج شده بود شاید این سوال پیش بیاید پس چرا آن زمان جنبش های اجتماعی شکل نگرفت؟؟! بحران مذکور در زمانی رخ داد که طبق نظریه آدام اسمیت در مورد بازار نقش دولت به جز سه وظیفه ی محوله از نگاه وی هیچ بود وبه تعبیر دیگر دولت حق دخالت نداشت. سپس سیاست اقتصادی سرمایه داری نگاه خود را به سمت نظریه ی کینز چرخانید نظریه وی مبتنی بر اجازه دادن به دولت برای دخالت است که در همان دهه ی 30 توصیه کرد آمریکا خود را به دیگر کشور ها مقروض کند سپس در بورس خود آن را جبران کند در آن برهه آمریکا را نجات داد و از آن زمان دولت در اقتصاد جایگاهی یافت حال به این پرسش باز می گردیم که چرا در دهه 30 اعتراض اجتماعی ای شکل نگرفت ولی در زمان حال آری؟؟؟ باید چنین پاسخ داد که در دهه ی 30 گوشه ای از این اقتصاد در اختیار خود مردم بود هم چنین جرقه ی مناسبی مانند حرکت های بیداری اسلامی منطقه وجود نداشت ولی در این زمان در عین سقوط دیکتاتور های منطقه خاورمیانه نظام اجتماعی دو قطبی گشت: ملت و دولت. اساسا در نظام های دو قطبی زمینه ی انقلاب و اعتراض فراهم تر است و مردم خود را در مقابل دولت حامی سرمایه داران دیدند لذا زمینه برای اعتراض بسیار فراهم تر بود هم چنین در این سال ها به اطلاعات سیاسی ملت ها نیز افزوده شده است. حال با زمی گردیم به ادامه بحث. نکته ی نهفته ی همه ی این قضایا حمایت از سود صاحبان سرمایه است زیرا نقدینگی ای که بایستی در اختیار مردم باشد به دلیل بی عدالتی در برخورداری از دستمزد واقعی کارشان قدرت خرید را در سطح جهان کاهش داده بود و حبابی از سود را برای سرمایه داران ایجاد کرده بود که در این برهه ترکید. عده ای معتقدند که این مسئله از سوی آمریکا آغاز شد و آن هم جریان وام های مسکن با نرخ پائین بهره بانکی است. کاهش نرخ بهره بدین معنی است که در ارائه وام بانکی به مردم بهره ی کمی از آنان گرفته شود البته خطا همین جاست به قول اقتصاد دانان با حباب ساپرایم به معنی کسانی که صلاحیت دریافت وام رهنی را نداشتند روبرو شدند. اساساً در این مقوله مردم توان اقتصادی برای وام مسکن ولو به صورت رهنی را نداشتند به همین علت خانه های بسیاری در اختیار بانک ها قرار گرفت و چون اکثر دریافت کنندگان وام با همین مشکل روبرو بودند و حال بانک ها مانده اند و تعداد زیادی خانه ی مصادره شده و عدم وجود نقدینگی و ورشکستگی بیمه ها، بانک ها و... نکته ی جالب توجه در مورد مصادره ی خانه ها این است که بانک ها آن ها را به مزایده گذاشته ولی به دلیل عرضه ی فراوان و تقاضای کم قیمت ها را اجبارا کاهش داده وهمین کاهش قیمت باعث می شود که بانک ها هیچ وقت به پول اولیه ی خود یعنی همان پولی که به مردم وام داده اند نرسند واین یعنی سقوط بانک در این میانه است که تعداد زیادی از مردم بیکار، فقیر و گرسنه و بی خانمان خود را در مقابل تسخیر کنندگان حقوق و خانه هایشان می بینند و جرقه ی لازم برای بازشناسی خود با نام 99درصد در مقابل 1درصد سرمایه دار غاصب زده می شود و جنبش «وال استریت را تسخیر کن» آغاز میشود اما اینجا بیان این نکته ضروری است که بحث ما در مورد آمریکا است اما چگونه است که در دیگر نقاط جهان این جنبش سرایت کرده است. اپیدمی بودن این جریان به این علت است که اقتصاد جهانی بسیار به هم گره خورده است و تشکیل نهادهای پولی مانند اتحادیه اروپا، صندوق بین المللی پول و... آنها را نسبت به هم تأ ثیر پذیر و تأثیرگذار کرده است که این ریشه در همان نظریه ی کینز دارد البته اینجا باز هم کشورها رتبه بندی هستند مثلاً یونان که امروز در اوج فاجعه و رکود اقتصادی البته با همراه باجنبش مردمی روبه رو است هیچ گاه در گروه8 G (هشت کشور صنعتی دنیا) جای نمی گیرد پس در درجه های پایین تر باید با نتایج این بحران دست و پنجه نرم کند و از این مطلب این نکته را می توان استخراج کرد ما در نظام سرمایه داری بسیار با انحصار در قدرت و ثروت و تقسیم بندی با ترتیب بالا به پائین رتبه ی کشورها روبه رو هستیم که عین نقض عدالت است و بعد ماهیتی لیبرال سرمایه داری حتی انسان ها و نژادها و رنگ ها را هم رتبه بندی می کند مانند جریان سیاهان و سفیدها در آمریکا و... حال به صحبت تجمع کنندگان وال استریت توجه می کنیم. مردمی خسته از بی عدالتی، تبعیض و انحصار سرمایه داران که در عین صاحب حق بودن مورد حمله و بازداشت پلیس آمریکا قرار می گیرند. آنها در ابتدا صاحبان سرمایه را مقصر می دانند و دامن خود را از آنان جدا می کنند و انتخاب عنوان 99درصد را برای خود در دستور کار قرار می دهند. در این راستا در جلوی منازل آنان تجمع می کنند. دوم جنگ افروزی آمریکا و متحدانش که بسیاری از منابع مالی کشور را به جای آنکه در اختیار نیازمندان و طبقات پایین جامعه بگذارند صرف تولید اسلحه می کنند. سوم وابستگی دولت ها به ویژه دولت آمریکا به صهیونیست ها به گونه ای که سران صهیونیست به خاطر سرمایه دار بودن به آنان خط ومشی می دهند مانند رام امانوئل رئیس دفتر او باما که در ارتش اسرائیل خدمت کرده و حتی مجروح شده است و از معلولیت رنج می برد. جالب آن است که قبل از پیروزی اوباما در انتخابات روزنامه ای اسرائیل ها آرتص وی را رئیس دفتر اوباما معرفی کرده بودند و این در حالی بوده است که رسانه های آمریکایی هم خبر نداشتند (ایزدی، 1390). این گواه این است که این صهیونیست ها و در اصل فراماسون ها هستند که صاحبان سرمایه و البته صاحبان آمریکا هستند، آمریکا هرآنچه که تلاش کند برای جریان صهیونیسم بین الملل است در یک مثال دیگر باز از قول دکتر فواد ایزدی شاهد آنیم که دنیس راس مسئول فعلی پرونده هسته ای ایران قبل از ریاست جمهوری اوباما چندین سال رئیس مرکز پژوهش سیاست گذاری مردم یهود در تلاویو بوده و پس از پیروزی اوباما مسئول پرونده هسته ای ایران شد سپس ملاحظه می فرمایید که یک صهیونیست و البته فراماسون مسئول پرونده هسته ای ایران است و اینک ملت بیدار شده ی آمریکا در خیابان وال استریت ودیگر ملت ها به لحاظ بیداری و آگاهی کسب شده پرچم اسرائیل را به سبک ملت ایران و دیگر ملت های مستضعف به آتش می کشند که این خود اولا اثبات پیش بینی رهبر معظم انقلاب در رسیدن این موج بیداری به اروپا و به تبع کل مردم تحت سلطه ی سرمایه داری است. و سپس ایجاد موج جهانی بیداری در مقابل مصداق ظلم یعنی نظام سرمایه داری است. بحث در باب صهیونیسم که در اصل سرمایه داران غاصب حقوق ملت ها و ملت آمریکا یا همان 99درصد هستند و جریان تاریخی فراماسونری بسیار مفصل است که در این مجال کوتاه نمی گنجد این گوشه ای از بیداری جنبش وال استریت و واقعیت سرمایه داری در فضای اذهان مردم معترض بیان شده است. اما اینک با وجود این موج بیداری به بیان دو نکته اساسی و کلیدی می پردازیم: جنبش ماندگار: تمامی حرکت هایی که با صبغه ی کاملاً مردمی و خود جوش بر خلاف میل سرمایه داران دنیا از تونس آغاز گشته و منجر به سقوط دیکتاتورهای وابسته به غرب و نظام سرمایه داری با الهام گیری از انقلاب اسلامی ایران و با هدف به بازگشت به حقوق و هویت اسلامی شده است و همچنین تمامی حرکت هایی که در پس این موج بیدار کننده در دنیا با آغاز از جنبش سامان یافته ی «وال استریت را اشغال کن» شروع شده است. نوید جهانی نو و جدید است. امروز بسیاری از کارشناسان اقتصادی بر این باور هستند که سرمایه داری به پایان خط رسیده است و رو به نابودی است و اگر هم امیدی به زنده بودن آن است به وسیله ی ابزار های مقطعی و نامطمئن مانند غارت و جنگ افروزی است والا نهادها و اجزا فکری و اقتصادی لیبرالیسم و جهان بینی سکولاریستی یکی یکی در حال نابودی هستند. ماندگار بودن و قطعی بودن پیروزی این بیداری به این علت است که هم امکان ایجاد زندگی سالم و تأمین شده در آمریکا و همچنین پاک کردن این جنبش ها از تاریخ و ذهن ملت و به دست فراموشی سپردن آن ممکن نیست حتی اگر سکوب شوند مگر با پا گذاشتن بر سهم خواهی سرمایه داران و انحصارگری آنان که اگر این مهم محقق شود قطعاً آنان نابود می شوند و سرمایه داری سرمایه سالاران به پایان می رسد و حرکت در مسیر عدالت آغاز می شود و آرمان ساخت این دنیایی(سکولاریسم) و پایان تاریخ بودن لیبرالیسم به پایان می رسد. آتش حرکت های بیداری اسلامی منطقه (تونس مصر،لیبی، بحرین،یمن و...) هیچگاه خاموش نمی شود. زیرا که آگاهی محقق شده است و دیگر به این راحتی آب از گلوی سرمایه داران و وابستگان آنان پائین نمی رود زیرا این نگاهی بر پایه ی دلیل و مشاهدات عینی است. اما سه مؤلفه در مورد ماندگاری این جنبش ها مطرح است. 1- بعد زمان: زمان در این حرکت ها بسیار مهم است زیرا در مورد تغییرات اجتماعی دو نقش را ایفا می کند یک با گذر زمان مسائل عیان می شود و باید در قبال این جنبش صبر کرد و لحظه به لحظه ابعاد گسترده ی آن را شناخت دوم آن است که ملت های بیدار باید به صبر تمسک بجویند و در حرکت های خود پایدار باشند و با تجهیز و گسترش آن تا رسیدن به نتیجه ادامه دهند. بعد مکان: نقش مهم مکان در این جنبش ارتباط با نشر این حرکت ها و پیام های آن دارد. گسترش و فراگیری مکانی از کشوری به کشور دیگر تضمین کار را بیشتر می کند افزایش مکان های اعتراض مثلاً ارتقاء از 80 کشور به بیش از آن و تسخیر مکان های دیگر در رسیدن به نتیجه بسیار موثرتر است. بعد سطح شناسی: همه ی این حرکت ها درداشتن ویژگی های عمومی بیداری قطعاً مشترک اند اما از سطوحی برخوردارند منظور عمق کار است گاهی مقابله در برابر سرمایه داری در جایی ممکن است صرفاً مطالبه ی حق مالی یا خوراکی باشد و گاهی هم ممکن است در سطح مطالبه ی بازگشت به فطرت مثلا استقرار دین در نهاد حاکمیت باشد باید ضمن سطح شناسی این حرکت ها همه ی آنان را حفظ و درعین وحدت رویه در یک راستا دید زیرا از دشمن ظالم و واحدی برخوردارند و به دلیل داشتن سطوح مختلف از ارزش کار آنان کم نکنیم و آنان را از دایره ی واحد بیداری خارج نکنیم اما می پردازیم به نکته کلیدی و اساسی دوم. جنبش جهانی بیداری اسلامی: در ابتدای این نوشتار بیداری را شناختیم در مورد دو نوع عمومی و اختصاصی از لحاظ ویژگی های آشنا شدیم. امروزه اصل بیداری بر همین دو نوع است که وجه عمومی آن در همه مشترک است ولی وجه اختصاصی در بیداری اسلامی مستقر است همانگونه که تشخیص دادید حرکت هایی مانند جنبش «وال استریت را تسخیر کن» از نوع بیداری عمومی است از لحاظ واقعیت راهبردی که جهت کار را در مسیر حقیقی معین کند تغذیه شده است ولی....؟
به زعم شما کدام مکتب فکری توان پاسخ به فطرت تشنه و بیدار ملت ها را دارد. قاعدتاً با نگاه از مبدأ یعنی خالقیت خداوند و وحدت در مکتب و راه و رسم بند گی و زندگی پاسخ «اسلام» است که دین نزد خداوند می باشد که البته اثبات استدلالی این مقوله امروز بسیار کتاب و دلیل به خود دیده است که در این نوشتار کوتاه نمی گنجد اما مشخص شد که ملت های بیدار شده بر علیه جهان بینی سکولاریستی که مدت مدیدی آنها را دچار ضرر و خستگی کرده بود وجه مناسبی برای بیداری با ویژگی های اختصاصی نیست بلکه بشر امروز تشنه ی بازگشت به فطرت و جهان بینی توحیدی است که «اسلام» تأمین کننده ی این نیاز به عنوان کاملترین، جامع ترین و قطعی ترین دین نزد خداوند است. پس ضروری است همانگونه که رهبر معظم انقلاب در سفر کرمانشاه بیان داشتند نخبگان خود را برای موقعیتی جدید برای ابلاغ پیام به جهانیان و بر ملاساختن حقیقت آماده کنند به این صورت است که بیداری موج یک پارچه ای به خود می گیرد و آن موج بیداری اسلامی باشد و بشریت پا به عرصه ی حقیقت و عدالت گذارده وبا نفی کافران و مستکبران در فضای فطرت الهی تنفس کنند و منتظرانی صالح برای ظهور مصلح باشند و اینگونه است که «جنبش جهانی بیداری اسلامی» شکل می پذیرد. انشاا... [ سه شنبه سوم آبان 1390 ] [ 11:10 ] [ ابن الدلیل ]
[ ]
هوالحی
آن گاه که ظلمت شب در پس غروب غریب آسمان را فرا می گیرد ستارگان امید گرداگرد ماه می درخشند و همگی سوسو کنان به امید روشنایی صبح هستند هرچند که در دمادم صبح هوا بسی سرد می شود اما بسی کوتاه است و صبح روشن گواه نابودی شب تار است. برای رهایی از سرمای اول صبح نه فقط در اول صبح آن هم موقع طلوع آفتاب بلکه در سحر بیدار شویم با ایمان راسخ نماز اقامه کنیم تا بیداری ما نوید ایمان و نابودی شیاطین باشد زیرا که سرما وتاریکی شب و اول صبح قطعا رفتنی است پس چه حیف است که ما بیدار نباشیم فصل بیداری روزیتان باد. [ شنبه دوم مهر 1390 ] [ 15:12 ] [ ابن الدلیل ]
[ ]
هوالحکیم فصل بیداری درنوشتار قبل به نکاتی در باب بیداری و دقیق ترین نوع بیداری که همان بیداری اسلامی می باشد در مقام مقاسه نسبت به دیگر تفکرات (لیبرالیسم و کمونیسم) که به دنبال بیدارسازی ملت ها هستند پرداختیم. اما در انواع مجال ونوشتار با در نظر گرفتن و توضیح شاخص های عمومی بیداری به همراه شاخص های اختصاصی که برگرفته از حقیقت است نیم نگاهی به تحولات اخیر منطقه و,به طور مشخص تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر این تحولات می اندازیم. همانگونه که گذشت مقوله ی بیداری از دو نوع ویژگی برخورداراست: 1- ویژگی های عمومی، 2- ویژگی های خصوصی. ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 ] [ 15:26 ] [ ابن الدلیل ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |